دلنوشته

به اندازه ی آدم ها دست نزنید

به اندازه ی آدم ها دست نزنید

 

 

همه آدمها
ظرفیت بزرگ شدن را ندارند
اگر بزرگشان کنیم
گم می شوند و
دیگر نه شما را می بینند و
نه خودشان را
بیاییم به اندازه آدم ها
دست نزنیم…

👤سیمین بهبهانی

.

.

.

.

گاهی پیش میاد
برای داشتن بعضی چیزها تو زندگیمون خیلی عجله می کنیم
و وقتی نمیشه احساس نا امیدی می کنیم؛
اما هر چیزی زمانی داره و حکمتی پشتش است که ما نمی دونیم..
پس صبور باشیم.

.

.

.

.

حوالي سي تا چهل سالگي ؛ فهمیدم هرچه زیستم اشتباه بود!
حالا میفهمم چیزی بالاتر از سلامتی، چیزی بهتر از لحظهء حال، بااهمیت تر از شادی، باارزش تر از تخیل و در صدر ِ همه، نفس هایی که نفهمیده دَم و بازدَم می شدند !
.
حالا میفهمم: استرس، تشویش، دلهره، ترس ِ آزمون، ترس ِ نتیجه، ترس ِ کنکور، اضطراب ِ سربازی، ترس از آینده، وحشت از عقب ماندن، دلهرهء تنهایی، تردیدهای ِ مستاصل کننده، نگرانی از غربت، وحشت از غریبی، غصه های ِ عصر ِ جمعه، اول ِ مهر، ۱۴ فروردین، بیکاری هرگز نه ماندگار بودند نه ارزش ِ لحظه های ِ هَدَررفته اَم را داشتند.
.
حالا میفهمم یک کبد ِ سالم چندبرابر ِ لیسانسم ارزشمند است. کلیه هایم از تمامی ِ کارهایم، دیسک کمرم از متراژ ِ خانه، تراکم ِ استخوانم از غروب های ِ جمعه،روحم از تمام ِ نگرانیهایم، زمانم از همهء ناشناخته‌های ِ آینده های ِ نیامده اَم، شادیم از تمام ِ لحظه های ِ عبوسم، امیدم از همهء یاس هایم باارزش تر بودند.
.
حالا میفهمم چقدر موهایم قیمتی بودند و چقدر یک ثانیه بیشتر کنار ِ فرزندم زنده بمانم ارزش ِ تمام ِ شغل های ِ دنیا را دارد.
یقین دارم آدم هایی که به معنی ِ تمام ِ کلمه، لحظهء بودنشان را میفهمند با غبار ِ غم و تردید و غصه و ترس و اضطراب و چه شَوَدها نیالودند.
.
در حال، ماندند و ذهن ِ شان را خالی، حِسِّ شان را چون ابر در حرکت، روحشان را با آموزه های ِ درست و حقیقی تزیین و اندیشه هایشان را آزاد و تخیل شان را سرشار می کنند به معنی ِ حقیقی ِ کلمه زنده اند و زندگی می کنند و به معنی ِ واقعی ِ کلمه در آرامش میمیرند:
سرخوش، همچون فصلی از زندگی،
جزیی از زندگی و در مسیر زندگی.

.

.

.

.

🔸
انسان های احمق،
نه از کتاب خوششان می آید
نه از فیلمهای مفهومی، و نه هر چیزی که آنها را وادار به تفکر کند!

.

.

.

.

🔸
مثل دیدن یه دوست عزیز قدیمی، بعد از چند سال بی خبری تو ایستگاه متـرو…
مثل بوی گـردن یه نوزاد سه ماهه…
ترشی گوجه سبزای اول بهار که جون میـده به روح آدم…
مثل دراز کشیدن رو تختت با لباس مدرسه وقتی حسابی خسته ای و کـوفته…
مثل آغوش گـرم خانجـون و صدای بوسه های محکم و آبدارش از سر و صورتت….
مثل پاس کـردن سخت ترین درس ها با نمـره یِ بالا
مثل همه حس های خـوب دنیا
شیریـنه،
قشنگـه دوست داشتنت
بــودنت…..
❤️❣️❤️
| #فاطمه_صابری_نیا |

.

.

.

.

🔸
حالم را خوب می کنند کارمندانی که حوصله دارند و لیست
مدارک و مراحل کارها را یک ریز پشت سر هم تند تند توضیح نمیدهند، صاف و پوست کنده حالیت می کنند باید چکار کنی…
خوشم می آید از آقا و خانم دکترهایی که موقع ورود مریض
زیرچشمی به او نگاه نمی اندازند.
خوش و بش می کنند و صمیمانه از دردش می پرسند.
خوش خلقم می کنند راننده هایی که می ایستند و دست تکان
می دهند تا تو از خیابان رد شوی.
با نشاطم می کنند آدم هایی که از شغل شان راضی اند و
کارشان را مزخرف ترین شغل هستی نمی دانند.
هیجان زده ام می کنند آدم هایی که برایت کاری می کنند،
بی آنکه از آنها خواسته باشی.
حس خوبی دارم وقتی رفیقی که کمتر همدیگر را می بینیم،
راهش را دور می کند تا بیشتر با هم باشیم.
جانم در می رود برای مادری که وقتی می رسم خانه و دلم
غذای دلخواهم را می خواهد، کتلت های سرخ شده را توی
سس گوجه فرنگی غلت میدهد.
خوشم می آید از رفیق شفیقی که زنگ میزند و می گوید
“برنامه محبوبت شروع شده” و سریع قطع می کند.
خوشم می آید از مسافرانی که در صندلی عقب تاکسی یه
وری لم نمی دهند.
خوشم می آید از آدم های خوش ذوقی که وقتی یک لباس نو
می خرند، فردا صبح تن شان می کنند.
احترام میگذارم به غریبه هایی که در آسانسور را باز نگه
می دارند تا تو برسی.
خوشم می آید از آدم هایی که برای زندگی، خوب
هنرمندند.
وقتی حالت خوب باشه می تونی آدم بهتری بشی.

.

.

.

.

🔸
چقدر خوب است این آدمی که وقتی
شما در کنارش هستید
و قرار است ساعاتی را با هم بگذرانید مدام سرش توی گوشی نیست.
وقتی دارید حرف می زنید توی اینستاگرام پست لایک نمی کند
یا مشغول جواب دادن به پی ام های تلگرامش نیست.
اصلا تلفن همراهش را از جیب یا کیفش بیرون نمی آورد.
آن دقایق می شود انسانی بیگانه با تکنولوژی!
چقدر خوب است که وقتی با هم می روید جایی و می نشینید
یک چیزی بخورید؛
تمام حواسش به در ورودی و آمد و شد مردم نیست
و زنها و مردها را پشت این میز و آن میز ورانداز نمی کند.
چقدر خوب است
وقتی این آدم در میان هیاهو و شلوغی دستانش را می گذارد
زیر چانه اش و زل می زند
به چشمانت و طوری به حرف های ساده و پیش پا افتاده ات گوش می کند
که خودت هم به این فکر می افتی
که چقدر داری حرف های مهمی می زنی!
همچین آدم هایی را اگر دارید،
دوست نداشته باشید…
حیف است.
این ها را عاشق باشید.
این ها فوق العاده اند.
🍃🌼🍃
| #کمیل_پورقربان |

@rainyroad2016

به کانال تلگرام ما هم سر بزنید

0

این مطلب را به اشتراک بگذارید.

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب ارسال کنید.