اجتماعی ایرانی درام رمان رمان های عاشقانه

دانلود رمان بی دار

دانلود رمان بی دار

دانلود رمان بی دار

 

 

نام رمان : بی دار

نویسنده : sourire کاربر انجمن نودهشتیا

تعداد صفحات : ۱۴۷

ژانر:رمان اجتماعی – عاشقانه – درام

فرمت های کتاب :  PDF

 

 

خلاصه داستان :
نـوآ ، دخترکی که از خونه ی وحشت دور میشه… از اوجِ اسارت… از بندِ تعصب… فرار نمی کنه… رهـاش می کنن… تنها می گذارنش بینِ یه گله گرگ! یه دخترِ چهارده ساله، یه گوسفندِ سفیدِ چاق و خوشمزه… آماده است واسه یه لقمه ی چپ کردن، که باز رهــآ میشه…

این بار از بندِ تنهایی رهــا میشه… امــا… امون از اون روزی که، کسی که میشه همه کسِ تنهایی هات… نباشه!

قسمتی از متن رمان :

گیسوی خرمایی رنگم را میان انگشتان می پیچم و به آینه ی اتاق خیره می شوم.
سرم را کج می کنم و باز، خیره می شوم به تصویر محو خودم از آینه.
آرام آرام موهایم را رها می کنم تا دوباره صاف، روان شوند روی شانه ام. قیچیِ روی میز را برمی دارم. باز چنگی میان موهای چون ابریشمم می اندازم. آخرین بار که دست در آنها کشیدم این تار های سفید نبودند.آخرین بار، کی بود؟
قیچی را بالا می برم و نیمه ای از موهایم را رها می کنم. نیمه ای را که در مشت گرفته ام میان تیغ های قیچی نگه می دارم.
چشمانم را می بندم، نفسم را فوت می کنم و قیچی را می فشارم تا دسته ای از آن روی میز طلایی و سفید اتاق بیفتد. دسته ای دیگر از موهایم را می گیرم و باز هم دار می زنمشان.
به تصویر آینه خیره می شوم. مات می بینم…عینک نقره ای را به چشمانم نزدیک می کنم.
موهایم دیگر تا کمر نیستند…موهایم دیگر در هوا پیچ و تاب نمی خورند.
دیگر خودم هم توان چرخیدن و رقصیدن ندارم.
عینک را روی زمین پرت می کنم…قدم به قدم از جلوی آینه دور می شوم و در اتاق را باز می کنم.
صدایم را بالا می برم.
-ژاله؟ ژاله کجایی؟ بیا بالا.
به سمت گوشه ی دیگرِ اتاق می روم. در سفید رنگ را باز می کنم. وان را پر از آب داغ می کنم و شامپو را درش حل می کنم. به آینه ی حمام می نگرم.
این اشک ها اجازه ی جمع شدن در چشمانم را ندارند.

 

دانلود کتاب با فرمت PDF

0

این مطلب را به اشتراک بگذارید.

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب ارسال کنید.