اجتماعی ایرانی رمان رمان های عاشقانه

دانلود رمان خانه ی من از منا معیری

دانلود رمان خانه ی من از منا معیری

دانلود رمان خانه ی من از منا معیری

 

 

نام کتاب : رمان خانه ی من

نام نویسنده : منا معیری

ژانر:رمان اجتماعی, رمان عاشقانه

فرمت های کتاب : epub|apk|pdf

تعداد صفحات :(A4) 169

 

 

خلاصه : بیچاره قاسم..ده سالش بود ولی شاید اندازه یک بچه دوساله هم نمیفهمید و دیوانه وار میخندید .. بیخیال دنیای اطرافش روی دیوار دالی بازی میکرد و میخندید….. مادر معتادش در بچگی به او قرص خواب میداد که صدای گریه های قاسم که از گرسنگی بود را نفهمد … قاسم دوباره پرید روی دیوار و خندید: دالی … خواهرش هجده ساله بود اسمش قدسی بود و از همان بچگی صدایش می زدند شراره … ابرو برمی داشت و رژ قرمز می زد و مثل بدل فروشی سیار بود … مانتوی فسفری می پوشید و می گفتند پدرش کلاهش را بیاندازد بالاتر

 

 

قسمتی از متن رمان خانه ی من از منا معیری:

پر از شگفتی بود … چراغ روشن خانه ها … پرده های بنفش خوشرنگ از پنجره های شیربانی … حتی گل های پاریس کوچولو هم متفاوت بود … درختچه های فانتزی و بوته های رز … مینیاتور … مخملی … زرد … صور تی … قرمز … خدا انگار همه ی سلیقه اش را به کار برده بود … انگاری همه را داده بود به این خانه ها … چه می شد ما هم به جای آن طرف خیابان این طرف زندگی می کردیم؟

اما فلورانس نایتینگل هم اسطوره بود بدون زیبایی صورت … مادر ترزا هم همینطور … هلن کلر … بدون داشتن زیبایی هم می شد خاص بود … نمی دانم برای من هم این اتفاق می افتاد یا نه … اینکه خاص باشم و بدون زیبایی خاصی، خاص شوم … مامان فروغ می گوید: ارزو بر جوانان عیب نیست … دستم را می گذارم زیر سرم و بوی سیگار را نفس می کشم …

درم هم میرود ملاقات میوه ی زندگی اش ومی گوید زندان دانشگاه ست … می توانی خیلی چیزها یاد بگیری … تو خیال میکنی مجید بهتر می شود؟ مامان گلی می گوید کار خدا بی حکمت نیست و من فکر میکنم حکمت طلاق مجید این بود که پای بچه ای به این دنیا باز نشود. و باور دارم که هیچ کار خدا بی حکمت نیست.

5+

این مطلب را به اشتراک بگذارید.

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب ارسال کنید.