ایرانی ترسناک رمان رمان های عاشقانه

دانلود رمان راز یک سناریو از مریم موسیوند

دانلود رمان راز یک سناریو از مریم موسیوند

دانلود رمان راز یک سناریو از مریم موسیوند

 

نام کتاب : رمان راز یک سناریو

نام نویسنده : مریم موسیوند

ژانر:رمان ترسناک, رمان عاشقانه

فرمت های کتاب : APK | ePub | PDF

تعداد صفحات :(A4) 730

 

 

خلاصه : رمانی پر از راز .. سناریویی عجیب و سرشار از معما . رمان راز یک سناریو از مریم موسیوند جزو رمان های پرطرفدار معمایی ایرانی است . به درخواست شما عزیزان امروز با فرمت های apk epub pdf مخصوص دیوایس های مختلف آماده شده و میتونید دانلود کنید و لذت ببرید .

 

 

قسمتی از متن رمان راز یک سناریو از مریم موسیوند :

از ساختمان که بیرون آمدند، گلی نفس راحتی کشید. دکتر آمدن و دیدن کودک خفته در بطنش در صفحه ای سیاه و سفید، زجرآورترین لحظات زندگی اش بود. جلوی او مادر و پسری حرکت می کردند، که دست زن دور بازوی پسرش از شادی حلقه شده بود. حس مشترکی آنها را بند هم کرده بود. دست های گلی هم در جیبش بود، او هم دلش کسی را می خواست تا دستانش را دور بازوهایش بپیچاند و سرش را به آن تکیه دهد و به تنهایی دیگران لبخندی محکم تحویل دهد. امروز دلش سربه هوا شده بود و چیز های محالی طلب می کرد. یک ای کاش به قبلی ها اضافه کرد.
تلفنش به صدا درآمد و او را خواند.
اسم قیامت ابروهایش را به سمت بالا حرکت داد. توقف کرد.
-بله.
-الو… سلام.
-سلام.
..
-خوب هستید؟.
-ممنونم… چیزی شده؟.
-الآن پیش صافکار بودم.
گلی با نوک کفشش به زمین می کوبید: خوب؟.
-چی میگه این مرتیکه؟.
اخم روی پیشانی گلی جا خوش کرد: چی میگه؟.
-اینو که من پرسیدم.
گلی نفسش را فوت مانند بیرون داد: تا ندونم که چی گفته که نمی تونم جوابتونو بدم آقای رستاخیز.
صدای نفس عمیق او را شنید: چی بگم آخه… مردک میگه… میگه… استغفرالله… میگه تو اون خونه مرد میاد و میره.
دست گلی دور گوشی محکم تر شد: شما که گفتید حرف اون مفت نمی ارزه.
-هنوزم میگم… ولی خوب… خوب…
گلی درکش کرد که بازگویی حرف های زننده ی صافکار کار مرد پشت خط نبود.
-ببینید جناب… منم یه آدمم و تو این شهر اقوامی دارم که با هم در ارتباطیم… بی کس و کار که نیستم… و حالا هم حاضرم قسم بخورم تو اون خونه هیچ مرد نامحرمی رفت و آمد نکرده… البته چرا دروغ بگم یه نفر اومده… چکارکنم؟.
صدای وحید متعجب بود: چیو چکار کنی؟.

11+

این مطلب را به اشتراک بگذارید.

4 نظرات

  • ﺭﻣﺎﻥ ﺭاﺯ ﻳﻚ ﺳﻨﺎﺭﻳﻮﻱ اﺯ اﻭﻥ ﺭﻣﺎﻧﻬﺎﻱ ﭘﺪﺭ ﻣﺎﺩﺭ ﺩاﺭ ﺑﻮﺩ
    ﺧﻴﻠﻲ ﻭﻗﺖ ﺑﻮﺩ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻫﻤﭽﻴﻦ ﺯﻣﺎﻧﻲ ﻣﻴﮕﺸﺘﻢ
    ﺧﻴﻠﻲ ﺑﻪ ﻧﻮﻳﺴﻨﺪﻩ اﻳﻦ ﺭﻣﺎﻥ ﺗﺒﺮﻳﻚ ﻣﻴﮕﻢ ﺑﺎ اﻳﻦ ﺫﻫﻦ ﻣﺘﻔﺎﻭﺕ و ﻭاﻗﻊ ﮔﺮا

    1+

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب ارسال کنید.