دانلود رمان عاشقانه شوره زار

رمان عاشقانه شوره زار

خلاصه رمان

داستان زندگی مردی است به نام حافظ که زندگی اینگونه برایش رقم زده است که بار مشکلات را به دوش بگیرد به طوری که او هم نقش پدری ایفا کند و هم نقش مادری. مرد داستان ما درگیر احساساتی می شود که بخاطر آرامش و آسایش خانواده سعی در حل و رویارویی منطقی با این موضوع را دارد.و اتفاقاتی که در انتظار اوست…

قسمتی از متن رمان:

 

حافظ لبخندش را جمع کرد و گوشه ی چشمش را ماساژ داد:

– نه جدی . . سبحان راست میگه . سبا داره دیگه افراط میکنه . سر زدن با ول کردن خونه و زندگی فرق داره .

باید باهاش یه صحبتی بکنم . بالاخره صبر کاظم هم حدی داره .

حنا دست روی دست کوبید :

خدا نکنه حافظ !

حافظ متعجب به او نگریست :

من که چیزی نگفتم !

حنا لب جمع کرد و دوباره کتاب به دست گرفت و پشت چشمی برای او نازک کرد :

معنی ته حرفت همین بود !

ابروهای حافظ بالا پریدند و خیره ی او شد که تمام تلاشش را می کرد که نسبت به نگاه برادرش بی توجه باشد !

اما او هم طاقت نیاورد و کتاب را سمت او پرت کرد :

ا خب اونطوری نگاهم نکن!

صدای خنده ی سبحان و حافظ همگام با یکدیگر برخاست و حنا هم دست راستش را جلوی چشمانش گرفت و شرمگینانه ،خندید…

 

با حمایت خود از سایت جاده بارونی، ما را در هرچه بهتر کردن محتوا و پیشرفت سایت یاری کنید.

0

این مطلب را به اشتراک بگذارید.

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب ارسال کنید.