دانلود رمان پانتی بنتی از ژیلا miss.no1.2004

دانلود رمان پانتی بنتی از ژیلا miss.no1.2004

دانلود رمان پانتی بنتی از ژیلا miss.no1.2004

 

 

نام کتاب : رمان پانتی بنتی

نام نویسنده : ژیلا|miss.no1.2004

ژانر:رمان اجتماعی, رمان عاشقانه

فرمت های کتاب : apk|epub|pdf

تعداد صفحات :(A4) 561

 

خلاصه : دختری بنام پانتی که خانوادش از هم جدا شدند و پدرش رو از دست داده .. خانوده پدریش که از عشیره های خوزستان هستند ، پانتی رو از مادرش جدا میکنن و مجبورش میکنن تو سن ۱۰ سالگی با فرهاد ۱۵ ساله ازدواج کنه … از اون ماجرا چند سال میگذره .. پانتی ۲۵ ساله زنی موفق و شاغل داره زندگیشو میگذرونه و ده ساله ک فرهاد خارج از کشور زندگی میکنه با این تفاوت که پانتی هنوز زن قانونی فرهاده ..

 

 

قسمتی از متن رمان پانتی بنتی:

پانتی خندید … خنده به روی لبهاش ، ماسید … دهنش باز موند … قلبش شروع به کوبیدن کرد … عرق سردی از روی پیشونیش به دو طرف شقیقه هاش راه گرفت … هر کاری کرد آب دهنش رو قورت بده ، موفق نشد … رنگش به وضوح پریده بود … تیره ی کمرش تیر کشید …

دنیا پیش چشمش سیاه شد … کن فیکون شده بود … همه با هم درگیر شده بودند …

مامانش ، داد و بیداد ها رو ، به بعد موکول کرده بود …

اینهمه ظلمی که به دخترکِ کم سن و سال ، روا ‏شده بود ، برای بعد … الان وضعیت بغرنج خودش و اون بچه ، از همه مهمتر بود … یه نگاه تو چشمای زن ‏میان سال انداخت ، و مطمئن شد از بی آلایشی و سادگی ، بیچاره ست …

سعی کرد ، رویه ی تندش رو ‏کماکان ، نگه داره ، شاید بتونه با آپاچی گری و سر و صدا ، بعدها نیمچه پوئن مثبتی برای پانتی ، از این ‏خانواده ی تازه کسب کرده اش ، بگیره …

‏« به سلامت ننه » پانتی رو هم نادیده گرفت … سلانه سلانه دور شد … خب حق داشت … پانتی با ‏همسایه جماعت رفت و آمد و سلام علیک نداشت ، فرهاد داشت … از جلوی در کنار رفت … فرهاد داخل ‏شد … ‏ با اشاره ی دست به سمت پذیرایی تعارفش کرد … فرهاد به سمت آشپزخونه حرکت کرد … پشت میز ، ‏روی صندلی ای که پانتی عقب کشیده بود نشست …

0
با دوستاتون به اشتراک بزارید

شما ممکن است این را هم بپسندید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *