دلنوشته

دلنوشته های تلگرامی سری جدید


دلنوشته های تلگرامی سری جدید

 

 

 

فرض کن ما مسافران یک اتوبوس لکنته ایم
با بليط هاي ارزان يكسره در جيبمان
و عشق
فرض كن كه ساده تر از فرض قبلي ما
مثل غريبه اي است كه كنار ما مي نشيند
و بيمقدمه سر صحبت را باز مي كند
(به شرط آن كه خواب نباشيم)
يا خط نازكي از نور كه از شكاف پرده
بر چهره شكسته مرد مي افتد.
و او را ـ مثل پيامبران ـ نوراني مي كند
و فرض كن كه ما در اين لكنته
فقط چرت مي زنيم. خُب!
حالا تمام فرض هاي قبلي را كنار بگذار
ما واقعاً در ايستگاه بعد
با چهره اي شكسته و تاريك
بايد پياده شويم
و اين قراضه عجب تند مي رود!

#حافظ_موسوی

.

.

.

.

مناجاتی از خواجه عبدالله انصاری؛

بارالها…
از كوي تو بيرون نشود پاي خيالم،
نكند فرق به حالم ….
چه براني،
چه بخواني،
چه به اوجم برساني
چه به خاكم بكشاني…

نه من آنم كه برنجم،
نه تو آني كه براني…
نه من آنم كه ز فيض نگهت چشم بپوشم،
نه تو آني كه گدا را ننوازي به نگاهي،
در اگر باز نگردد، نروم باز به جايي
پشت ديوار نشينم چو گدا بر سر راهي
كس به غير از تو نخواهم
چه بخواهي چه نخواهي…
باز كن در كه جز اين خانه مرا نيست پناهي…

.

.

.

.

کسی به سنگ ها گفت :

انسان شوید!!!
سنگ ها گفتند:
ما هنوز به اندازه ی کافی
سخت نیستیم…

#اریش_فرید

.

.

.

.

هر ثانیه می‌گذرد

چیزی از تو را با خود می‌برد
زمان غارتگر غریبی است
همه چیز را بی اجازه می‌برد
و تنها یک چیز را
همیشه فراموش می‌کند
حس دوست داشتن تو را…

#آنتوان_دوسنت_اگزوپری

.

.

.

.

#ديالوگ📽
این روزا مگه کسی عاشق میشه
ولی من تو همین روزا عاشقت شدم!
.
| #خفه_گی – #فريدون_جيراني |

.

.

.

.

هي شعر نگو،
لفظ نيا،
حرف نيا مرد!
گاهي بغلم كن، بغلم كن، بغلم كن…!

@rainyroad2016

به کانال تلگرام ما هم سر بزنید

0

این مطلب را به اشتراک بگذارید.

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب ارسال کنید.