رمان عاشقانه و ماجرایی دریچه خاطرات

رمان عاقانه و ماجرایی دریچه خاطرات

خلاصه رمان

داستان درباره ی زندگی دختری است به نام سارا که در خانواده ای مرفه زندگی می کند و زندگی خوبی دارد و می خواهد با پسری به نام هومن ازدواج کند ولی به طور اتفاقی و ناگهانی شناسنامه ای ناشناس را در جایی از خانه پیدا می کند که…

قسمتی از متن رمان:

چیزی که علامت سوالی بزرگ در ذهن افراد ایجاد می کرد اینکه چگونه فردی به متواضعی و مهربانی ریحانه می تواند کنار دختری مغرور آنهم سارا قرار بگیرد.

ولی ریحانه میدانست که سارا مهربانترین دختری است که تا بحال با او بوده ،کسی که اگر چه ناراحتی خود را کم بروز می دهد اما همیشه همدم و مهربانتر از

خواهر برای ریحانه است .

آندو در کنار هم در جایگاهشان نشستند، بد نبود مروری بردرس کنند، آخر استاد اسدی بود و اخلاق خاصش.

بعد از به اتمام رسیدن کلاس و گفتن خسته نباشید استاد به دانشجویان، قصد رفتن کردند و پس از رسیدن به درب دانشگاه، ریحانه که قصد رفتن داشت با خداحافظی

بلند بالایی از سارا راه خانه اشان را در پیش گرفت.

پس از خداحافظی از ریحانه ،به ساعتش نگاهی انداخت ،هنوز تاآمدن ساره دو ساعتی وقت داشت پس تصمیم گرفت تا آمدن خواهرش گشتی در کتابفروشی های

اطراف دانشگاه بزند ،تا بلکه برای آغاز و تکمیل پروژه اش ،کتابی را تهیه و اندکی مطالعه اش کند .به سمت اتومبیلش رفت ولی به طور ناگهانی تصمیمش را عوض کرد و

ترجیح داد کمی پیاده روی کند.

پس از به اتمام رسیدن خرید هایش ،راه برگشت را در پیش گرفت و بعد از طی مسیری ساره را دید که همراه با جمعی از دوستانش در بیرون از محوطه دانشگاه به

انتظارش ایستاده است.

 

با حمایت خود از سایت جاده بارونی، ما را در هرچه بهتر کردن محتوا و پیشرفت سایت یاری کنید.

0

این مطلب را به اشتراک بگذارید.

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب ارسال کنید.