رمان عروسک جون

رمان عروسک جون

 

نام کتاب : رمان عروسک جون

نام نویسنده : لیلین (فاطمه ایمانی)

ژانر:رمان اجتماعی, رمان عاشقانه

فرمت های کتاب : Apk | ePub | PDF

تعداد صفحات :(A4) 45

 

قسمتی از متن رمان :

فرناز ریز خندید.
ـ “حالا چی می خوای بذاری؟ طوطی؟”
فربد هم در حالیکه سرش تو لپ تاپش بود و اخبار مربوط به فوتبال رو دنبال می کرد، قاطی بحثمون شد.
ـ “آخه طوطی هم شد اسم فرناز؟ این سلیقه ات مارو کشته. راستی هما یا پرستو هم خوبه.”
ـ “می گردم بلاخره پیدا می کنم،نگران نباشین. اینهمه سال تحقیق و مطالعه درموردشون به هرحال باید یه جایی به درد بخوره دیگه.”
زن عمو در تایید حرفام سر تکان داد.
ـ “من مطمئنم می تونی پیدا بکنی.”
بحث مون همین جا نیمه کاره موند و چون دیگه دیر وقت بود بلند شدم، فربد هم به اصرار خودش و زن عمو راضیم کرد منو برسونه.
تو راه خیلی بی مقدمه پرسید.
ـ “چرااینقدر کم حرف شدی؟ هربار که نگات می کنم می بینم رفتی تو فکر.”
پشت پلکام دست کشیدم و گفتم:
ـ “خسته ام فقط همین.”
ـ “هنوز بابت حرفای اون روزم از دستم دلخوری؟”
ـ “کدوم حرفا؟ وای فربد من حتی یادم نمی یاد دیشب شام چی خوردم.”
ـ “از آخرین باری که دیدمت خیلی عوض شدی.”
نرم خندیدم.
ـ “آره شدم قد یه بشکه ی آب صد لیتری.”
ـ “منظورم این صبوری و آروم تر شدنته.”
ـ “چیه ازم بعیده؟”
به طرفم برگشت ونیمچه لبخندی تحویلم داد.
ـ “کم نه.”
یکم تو جام جا به جا شدم و نفس عمیقی کشیدم.
ـ “شرایط آدم ها رو تغییر می ده.”
ـ “حالا این تغییر خوبه یا بد؟”
ـ “اینو باید دیگرون بگن. به نظر تو این افسانه قابل تحمل هست؟”
ـ “بیشتر قابل ترحمه تا تحمل.”
اخمام رفت تو هم.
ـ “باز شروع کردی؟”
کنار یه آبمیوه فروشی نگهداشت.
ـ “ترش یا شیرین؟”
ـ “مَلَس.”
لبخند محوی زد.
ـ “نه معلومه زیادم قابل ترحم نیستی.”
با دوتا لیوان آبمیوه برگشت.
ـ “آلبالو و سیبه یه جورایی ترش وشیرین می زنه.”
لیوانی از تو سینی برداشتم و زیر لب تشکر کردم. سینی رو برگردوند ودر حالیکه آبمیوه اش رو می خورد، سوار شد.

دانلود رمان با فرمت PDF

دانلود رمان با فرمت APK

دانلود رمان با فرمت EPUB

 

 

0

شما ممکن است این را هم بپسندید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *