رمان تخیلی و فانتزی بد خون

رمان تخیلی و فانتزی بد خون
  • نام رمان: بد خون
  • نویسنده:
  • ژانر: تخیلی و فانتزی رمان
  • تعداد صفحات: 327
  • زبان رمان: فارسی
  • فرمت: نسخه های اندروید (APK) , آیفون و اندروید (EPUB) , جاوا (JAR) و نسخه کامپیوتر (pdf)

خلاصه رمان

داستانی تخیلی ست راجب دختری که با پسری به نام امیر آشنا می شود ،دختر داستان که نگار نام دارد در یک موقعیتی که او را در دو راهی مرگ و زندگی قرار می دهد  متوجه می شود که امیر انسان نیست، و کم کم متوجه می شود که با خون آشام ها زندگی می کند و…

 

قسمتی از متن رمان:

در آشپزخانه ی آنها اتاقکی وجود داشت که شبیه یک حیاط کوچک بود .نگار همیشه گل هایش را آنجا می گذاشت.

آشپزخانه حالت قدیمی داشت و خیلی بزرگ بود ، به طوری که میز غذا خوری ۲۴ نفره ی درونش باز هم نتوانسته بود محیط را

کوچک تر نشان دهد. به گل هایش آب داد و آنها را نوازش کرد ، حتی بعضی اوقات با آنها صحبت می کرد .وقتی به آشپزخانه

رفت مادرجون رفته بود .آبپاش را روی کابینت گذاشت و دستکش دست کرد تا ظرف ها را بشوید . .او طراح لباس بود و بعد از

اینکه دیپلمش را گرفت دیگر درس نخواند؛ چون به نظرش این استعداد ذاتی برتر از درس خواندن بود و وقتی نوزده ساله شد با

یک تولیدی لباس قرارداد بست .درآمدش هم خوب بود ، به طوری که می توانست خرج خودش را در بیاورد .حس کرد کسی با

تمام سرعت از پشتش گذشت.

“هین ” بلندی کشید و سریع به پشت برگشت ،کسی نبود ، ولی او باز هم می ترسید.

آرام سرش را به طرف سینک برگرداند .نفس عمیقی کشید و چشمانش را باز و بسته کرد .حس میکرد کسی ، چهار دست و

پا به سقف چسبیده و او را نگاه می کند .در دل تا سه شمرد و سرش را با سرعت به بالا برگرداند باز هم چیزی نبود!

عصبی به طرف در آشپزخانه رفت که متوجه ی دو چشم قرمز شد .فقط دو چشم قرمز در حال نگاه کردن به او بودند!

 

با حمایت خود از سایت جاده بارونی، ما را در هرچه بهتر کردن محتوا و پیشرفت سایت یاری کنید.

 

1+

این مطلب را به اشتراک بگذارید.

1 نظر

  • سلام می خواستم یک پیشنهاد به سایتتون بدم
    انجمن بزنید به این خاطر که بازدید کننده های شما بالاست موفق میشه
    تازه با این کار بازدید کنندگان سایت بالا تر میره
    من خودم هم می تونم کمکتون کنم .

    0

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب ارسال کنید.