• روشنی را، بهار را از من بگیر

  • دلنوشته
  • 0

روشنی را، بهار را از من بگیر

روشنی را، بهار را از من بگیر

 

بهار را می گسترانی و نمی دانی
که این بی حوصله جز پریشان کردن
نمی داند
#هوشنگ_چالنگی
.
.
.
دیگر بهار چه مفهومی دارد!
کرانه ها آبی نیست
من کرخت می شوم
باد هم نمی آید
چه پریشانست
من
#یار_محمد_اسدپور
.
.
.
پیراهن کبود پر از عطر خویش را
برداشتم که باز بپوشم شب بهار
دیدم ستاره های نگاهت هنوز هم
در آسمان آبی آن مانده یادگار…
#ژاله_اصفهانی
.
.
.
نان را از من بگیر اگر می خواهی
هوا را از من بگیر اما
خنده ات را نه…
نان را، هوا را
روشنی را، بهار را
از من بگیر
اما خنده ات را هرگز!
تا چشم از دنیا نبندم
پابلو نرودا

 

0
با دوستاتون به اشتراک بزارید

شما ممکن است این را هم بپسندید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *