کتاب آنا کارنینا جلد اول لئو تولستوی

کتاب آنا کارنینا جلد دوم لئو تولستوی

خلاصه رمان

داستان زندگی زنی است به نام آنا که با همسر خود در سن پترزبورگ زندگی می کند و برای حل اختلاف زندگی برادرش اوبلانوسکی و همسرش دالی، به مسکو می رود که با کسی به طور تصادفی در مسکو آشنا می شود و زندگی اش در مسیر عاشقانه ی دیگری می افتد…

قسمتی از متن رمان:

 

شاهزاده خانم بتسی گفت: نه، از شوخی گذشته، من معتقدم که شخص پیش از این که بداند عشق حقیقتا یعنی چه،

اول باید به دام بیافتد و بعد خود را خلاص کند.

همسر سفیر موذیانه پرسید: حتی بعد از ازدواج؟

وابسته یک ضرب المثل انگلیسی نقل کرد: ماهی را هر وقت از آب بگیرند، تازه است.

بتسی به میان کلام دوید: دقیقا، آدم باید زمین بخورد و بعد بلند شود.

و از آنا که با لبخندی خفیف اما مصممانه به این گفتگو گوش می داد، سوال کرد: تو چه عقیده ای داری؟

آنا، ضمن بازی با دستکش هایش که از دست در آورده بود،

جواب داد: من فکر می کنم، من فکر می کنم…

اگر به تعداد سرها، انواع افکار موجود باشد، پس به تعداد دل ها هم انواع عشق ها وجود دارد.

ورانسکی به آنا خیره شده و منتظر شنیدن نظر او بود و چنان آهی  کشید که گفتی با این کلمات خطری از او گذشته است.

آنا غفلتا وی را مخاطب ساخت.

همین حالا نامه ای از مسکو داشتم. می گویند کیتی شچرباتسکی واقعا مریض است.

 

با حمایت خود از سایت جاده بارونی، ما را در هرچه بهتر کردن محتوا و پیشرفت سایت یاری کنید.

0

این مطلب را به اشتراک بگذارید.

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب ارسال کنید.