کتاب آنا کارنینا جلد دوم لئو تولستوی

کتاب آنا کارنینا جلد دوم لئو تولستوی

خلاصه رمان

این کتاب در ادامه ی داستان زندگی زنی است به نام آنا که با همسر خود در سن پترزبورگ زندگی می کند و برای حل اختلاف زندگی برادرش اوبلانوسکی و همسرش دالی، به مسکو می رود که با کسی به طور تصادفی در مسکو آشنا می شود و زندگی اش در مسیر عاشقانه ی دیگری می افتد…

قسمتی از متن رمان:

 

دوشیزه وارنکا، من وقتی که خیلی جوان بودم، برای خودم زن ایده آلی را که می بایست دوست داشته باشم و سعادت همسری اش را داشته باشم،

مجسم کرده بودم. سال ها گذشته و حالا برای اولین بار چیزی را که در جستجویش بودم پیدا کرده ام، در شما.

دوستتان دارم و به شما پیشنهاد ازدواج می کنم.

کازنی شف این جمله ها را پیش خود می گفت و می آمد تا به ده قدمی وارنکا رسید.

دختر دو زانو نشسته بود و ضمن صدا زدن ماشا، می کوشید قارچی را از دستبرد گریشا حفظ کند.

با صدای پرطنین شیرینش بانگ برداشت: از این طرف بیا، کوچولو!

با دیدن کازنی شف در نزدیکی خود برنخاست و تغییر وضع نداد. اما حضور او را احساس کرد و خوشحال شد.

چهره ی زیبایش را به سمت کازنی شف چرخاند و با لبخندی ملایم پرسید: خوب، هیچ قارچی پیدا کردید؟

وارنکا سرگرم به کودکان که دورش را گرفته بودند، پاسخ نداد.

اما ضمن اشاره به قارچی کوچک به ماشا گفت: یکی دیگر آن جاست، پهلوی آن شاخه.

 

با حمایت خود از سایت جاده بارونی، ما را در هرچه بهتر کردن محتوا و پیشرفت سایت یاری کنید.

0

این مطلب را به اشتراک بگذارید.

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب ارسال کنید.